بامداد روز جمعه 28 تیر گزارش شد که خسرو شکیبایی در سن شصت و
چهار سالگی بر اثر سکته قلبی در بیمارستان پارسیان تهران از دنیارفت.
گروه گلبانگ از دست دادن این هنرمند را به تمامی هنرمندان و خانواده
محتر مشان و ملت ایران تسلیت عرض می کند.
شنیدیم که روز دوشنبه ساعت 12 شب پلاتوی انجمن نمایش برازجان
واقع در فرهنگسرای ارشاد به دلایل نا معلومی دچار آتش سوزی شده
و از بین رفته که ما این واقعه دلخراش را به تمامی هنرمندان تسلیت
عرض می کنیم.
به جامعه هنری به خصوص تئاتر تسلیت می گوید.
"اكبر رادی"( نمایشنامه نویس، مدرس نمایشنامهنویسی) 10 مهر 1318 در شهر رشت ،واقع در شمال كشور ایران، به دنیا آمد. در كودكی همراه خانواده به تهران آمد و پس از طی كردن دوران مقدماتی تحصیل مدرك "كارشناسی علوم اجتماعی" را از دانشگاه تهران گرفت. اگر چه در مقطع كارشناسی ارشد قبول شده اما تحصیلات خود ادامه نداد. در كنار تحصیل به نویسندگی روی میآورد .كار خود را با داستان نویسی شروع می كند، اما در ادامه به نمایشنامه نویسی گرایش پیدا میكند.
زندگی هنری رادی به روایت سایت ایران تئاتر به این شرح است:
آراء هیئت داوران ششمین جشنواره تئاتر دشتستان
1- بخش طراحی صحنه :
در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به خاطر طراحی ساده و روان و استفاده کافی از
آن برای نمایش دادن لحظات مختلف نمایش به طراح صحنه نمایش چوقه سفید آقای مهدی
عوض پور اعطا می کند.
2- بخش طراحی نور:
ضمن تقدیر از آقای مجتبی حیدری طراح نور نمایش اف جایزه طراحی نور خود را به
خاطر استفاده به جا و مناسب برای نشان دادن لحظات مختلف نمایش به ارشیا کلانتری برای
نمایش بابا نرگس اعطا می کند.
3- بخش موسیقی متن:
هیئت داوران در این بخش هیچ یک از آثار ارائه شده را شایسته دریافت جایزه ندانست
4- بخش گریم :
هیئت داوران در این بخش هیچ یک از آثار را شایسته دریافت جایزه ندانست.
5- بخش طراحی لباس :
در این بخش هیئت داوران جایزه طراحی لباس را به خاطر استفاده مناسب از
رنگ لباس و نشان دادن فضای نمایش به سرکار خانم فهیمه جوکار برای نمایش
چوقه سفید اعطا می کند.
6- بخش جایزه ویژه بازیگرنوجوان :
در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به خاطر دریافت نقش و حس مناسب و بازی ساده
و روان به سرکار خانم بنفشه جوکار برای بازی درنمایش بابا نرگس اعطا می کند.
7- بخش بازیگری زن :
سوم بازیگری زن : در این بخش هیئت داوران جایزه خو را به خانم محبوبه
اسدی برای بازی درنمایش زنان بی حضور آقایان اعطا می کند.
دوم بازیگری زن: در این بخش هیئت داوران جایزه خو را به خانم مریم ایروانپور
برای بازی در نمایش ش مدل- 700ک اعطا می کند.
اول بازیگری زن: در این بخش هیئت داوران جایزه خو را به خاطر
صمیمیت و صداقت برای ایفای نقش و همچنین تصویر مناسب تمام لحظات نمایش و
ارائه خوب شخصیت های نقش به خانم رخساره شحنه راد برای بازی در نمایش
چوقه سفید اعطا می کند.
8- بخش بازیگری مرد :
سوم بازیگری مرد : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به آقای مهدی
تنگستانی زاده برای بازی در نمایش ش مدل- 700ک اعطا می کند.
دوم بازیگری مرد : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به خاطر
حس مناسب و تصویر لحظات مختلف نقش به آقای رضا کلانتری برای بازی در
نمایش بابا نرگس اعطا می کند.
اول بازیگری مرد : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به خاطر درک
نقش و ارتباط صحیح با تماشاگر به آقای حسین تمیزی برای بازی در نمایش اف اعطا می
کند.
9- بخش نویسندگی :
سوم نویسندگی : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به طور
مشترک به آقایان حمید علیزاده برای نویسنده نمایش چوقه سفید و عسکر
غلامی نویسنده نمایش اف اعطا می کند.
دوم نویسندگی : هیئت داوران در این بخش هیچ یک از آثاررا شایسته دریافت جایزه
ندانست .
اول نویسندگی : هیئت داوران در این بخش هیچ یک از آثاررا شایسته دریافت جایزه
ندانست .
10- بخش کارگردانی :
سوم کارگردانی : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به آقای اردلان تاجد ینی
برای نمایش ش مدل- 700ک اعطا می کند.
دوم کارگردانی : در این بخش هیئت داوران جایزه خود را به طور مشترک به آقایان
رضا کلانتری برای نمایش بابا نرگس و عسکر غلامی برای نمایش اف اعطا می کند.
اول کارگردانی : هیئت داوران در این بخش هیچ یک از آثاررا شایسته دریافت جایزه
ندانست .
هیئت داوران ششمین جشنواره تئاتر دشتستان
شکر خدا گودرزی
فرید میر شکار
علیرضا میر شکار
در شهری دور افتاده خانواده فقیری زندگی می کردند. پدر خانواده از اینکه دختر پنج ساله اشان مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی بدست می آمد.
دختر با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آنرا زیر درخت کریسمس گذاشته بود. صبح روز بعد دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت بابا این هدیه من است پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت وآنرا باز کرد داخل جعبه خالی بود پدر با عصبانیت فریاد زد مگر نمی دانی وقتی به کسی هدیه میدهی باید داخل جعبه هم چیزی بگذاری.
اشک از چشمان دخترک سرازیر شد و با اندوه گفت: بابا جان من پول نداشتم و در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم چهره پدر از شرمندگی سرخ شد، دخترخردسالش را بغل کرد واورا غرق بوسه کرد.
مارلو براندو سابق